العالم - آمریکا
«عدنان منصور» وزیر خارجه و امور مهاجران پیشین لبنان در مطلبی تحلیلی برای شبکه خبری العالم نوشت: با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای آمریکا که قرار است در ۳ نوامبر برگزار شود، به نظر میرسد دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در موقعیتی نابسامان و حساس قرار دارد و با احتمال بالای از دست رفتن عددی اکثریت جمهوریخواهان در کنگره مواجه است. این امر به دلیل جنگ افروزی علیه ایران و ناکامی او در دستیابی به اهداف آن است. با توجه به پیامدهای منفی جنگ بر اقتصاد جهانی و تجارت بینالمللی و افزایش قیمت کالاها و تورم در داخل و خارج از ایالات متحده، محبوبیت ترامپ کاهش یافته است.
از سوی دیگر، نتانیاهو با مخالفتهای شدیدی نسبت به سیاستهایش مواجه است؛ نظرسنجیهای عمومی در رژیم صهیونیستی نشان میدهد که مخالفان سیاسی نتانیاهو در انتخابات کنست (پارلمان) که قرار است در ۲۷ اکتبر برگزار شود، در حال پیش گرفتن هستند و این امر احتمالاً منجر به برکناری او از قدرت خواهد شد.
هم ترامپ و هم نتانیاهو پس از کاهش محبوبیت، به دنبال راهی برای تقویت جایگاه خود در داخل آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند. مقبولیت ترامپ به ۳۳ درصد، رقمی که او را عمیقاً نگران میکند. وضعیت فعلی تمایل ترامپ و نتانیاهو را برای آغاز جنگ سومی علیه ایران قبل از انتخابات میاندورهای تقویت میکند، اقدامی که به عنوان یک طناب نجات برای هر دوی آنها عمل خواهد کرد.این جنگ یک ماجراجویی سیاسی و نظامی خطرناک خواهد بود و هیچ کس نمیتواند نتیجه آن را از قبل پیشبینی کند.
مقاماتی در دولت آمریکا وجود دارند که از خطر ورود به جنگی جدید آگاه هستند و نسبت به عواقب و پیامدهای جدی که به نفع ایالات متحده نیست، هشدار میدهند، به ویژه پس از جنگی که ترامپ و نتانیاهو در سال ۲۰۱۶ آغاز کردند. این جنگ قرار بود کوتاه باشد و به هدف خود برسد، اما به یک رویارویی طولانی تبدیل شد، به طوری که طبق آخرین نظرسنجی رویترز/ایپسوس، تنها ۳۱ درصد از آمریکاییها از اقدام نظامی علیه ایران حمایت میکنند. بنا به اعلام روزنامه واشنگتن پست، فرماندهان نظامی آمریکا نیز به وزیر جنگ این کشور در مورد گسترش عملیات نظامی علیه ایران هشدار داده اند.
اگرچه جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نه تنها شکست خورد و به اهداف خود نرسید بلکه منجر به کاهش حمایت آمریکایی ها از سیاستهای ترامپ و افزایش قیمت بنزین و اختلال در بازارهای انرژی شد و علاوه آن، پرونده هستهای ایران بار انتخاباتی سنگینی برای جمهوریخواهان دارد، ترامپ به سمت جنگ جدیدی متمایل است که برای حفظ آبرو به آن نیاز دارد، جنگی که باید سریع، فشرده و قاطع قبل از ۳ نوامبر باشد تا بتواند با دستاوردهای موهومی را که به زعم خود به دست خواهد آورد - مانند بازگشایی تنگه هرمز، اعلام نابودی برنامه هستهای ایران و مجبور کردن ایران به پذیرش شروط آمریکا، یا حداقل رسیدن به آتشبسی که ترامپ آن را پیروزی برای آمریکا تلقی خواهد کرد- در مقابل آمریکاییها ظاهر شود.
عملیات نظامی که نیروهای آمریکایی در روزهای اخیر آغاز کردهاند و درگیریهایی که با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش ایران رخ داده است، چیزی جز آماده شدن برای یک جنگ بزرگ همراه با تلاش برای بی ثبات کردن داخلی ایران نیست.
ترامپ فکر میکرد تحریمهای اقتصادی شدیدی که اخیراً علیه ایران اعمال کرده، این کشور را مجبور به تسلیم و پذیرش شروط آمریکا خواهد کرد، اما با شکست تحریمها و مهار آنها توسط تهران، ترامپ با نزدیک شدن به تاریخ انتخابات، خود را در یک دوراهی و وضعیت بسیار دشوار خواهد دید. این وضعیت او را دوباره به سمت گزینه نظامی به عنوان آخرین فرصت برای خودش سوق خواهد داد؛ خصوصا اگر ترامپ به ماه سپتامبر یا نزدیک اکتبر برسد و ببیند که ایران محکم ایستاده و تسلیم نشده و تنگه هرمز را باز نکرده و قیمت نفت همچنان بالاست و محبوبیت او رو به کاهش است و اکثریت جمهوریخواه در وضعیت بحرانی قرار دارند.
سپس ترامپ آماده خواهد بود تا با حملات متمرکز و گسترده، تنش را تشدید کند، به این امید که به سرعت به این رویارویی پایان دهد و خود را با یک «پیروزی» یا دستاوردی که بتواند در داخل کشورش به فروش برساند، از مخمصه خلاص کند. اما اگر جنگ جدید او منجر به افزایش شدید قیمتها، به ویژه بنزین، شود و ایران را به تشدید حملات خود به پایگاههای آمریکایی، کشتن تعداد زیادی از نظامیان آمریکایی، یا گسترش جنگ به عراق، لبنان، یمن و خلیج فارس و بستن تنگه هرمز برای مدت طولانیتر سوق دهد، چه؟ پیش از این، روزانه بین ۱۲۹ تا ۱۳۸ کشتی از این تنگه عبور میکردند، در حالی که عملیات تجارت دریایی انگلیس (UKMTO) به طور متوسط عبور روزانه ۲۹ کشتی باری را در طول هفته ۲۱ تا ۲۷ آگوست ثبت کرده است.
اگر ترامپ بدون دستیابی به اهدافش جنگی علیه ایران آغاز کند، چگونه با انتخابات میاندورهای روبرو خواهد شد و چگونه مسئولیت این جنگ شکستخورده و پرهزینه را بر عهده خواهد گرفت؟ او اکنون با رأیدهنده آمریکایی روبرو است که بیشتر نگران قیمت بنزین و معیشت خود است تا مسائل سیاست خارجی. وقتی قیمت هر گالن بنزین از ۴ دلار بالاتر برود، همانطور که اکنون هست، تأثیر شدید آن بر دوش شهروند معمولی آمریکایی خواهد بود.
ایالات متحده در حال حاضر از بدهی هنگفت ۴۰ تریلیون دلاری، نرخ بهره بالا، کسری بودجه و فشار بر بانک مرکزی رنج میبرد. بنابراین اگر وارد جنگ جدیدی با ایران شود، وضعیت آن چگونه خواهد بود؟ مسئله دیگر فقط یک مشکل نظامی نیست بلکه مشکل نفت، تورم، کسری بودجه، اوراق قرضه خزانهداری و دلار نیز وجود دارد که در نهایت، اعتماد جهان و سرمایهگذاران به اقتصاد آمریکا را تضعیف خواهد کرد.
ترامپ بین دو راهی گیر کرده است؛ اگر جنگی علیه ایران آغاز کند، قیمت نفت افزایش مییابد و اگر این کار را نکند، به عدم دستیابی به اهداف جنگی خود متهم خواهد شد. معضل رئیس جمهور آمریکا در اینجاست، زیرا او همانند ونزوئلا چشم به ثروت جهان، به ویژه ثروت نفت و گاز ایران، عراق و کشورهای خلیج فارس و ثروت عظیم موجود در منطقه اقتصادی انحصاری لبنان و سوریه دوخته است.
ترامپ می خواهد که آمریکا بتواند بعداً برای دههها انرژی جهانی را کنترل و بر آن مسلط شود، قیمتها را تعیین کند، صادرات را کنترل کند و کشورهای دیگر را محاصره و استثمار کند. چین، روسیه، برزیل و دیگر کشورها به خوبی از این امر آگاه هستند.
کشورهای منطقه باید از آنچه برای ونزوئلا اتفاق افتاد درس بگیرند. ذخایر نفت، گاز و مواد معدنی منطقه در تیررس آمریکا است و واشنگتن از تلاش خود برای سیطره، بهرهبرداری و قیمت گذاری آنها دست برنخواهد داشت. بنابراین، کشورهای منطقه باید در کنار ایران بایستند و با هرگونه جنگ ایالات متحده علیه این کشور مخالفت کرده و آن را رد کنند زیرا جلوگیری از جنگ علیه ایران، در صورت وقوع، کشورهای منطقه را در آینده محافظت خواهد کرد و مانع از آن خواهد شد که آنها یکی پس از دیگری به دست واشنگتن بیفتند و منابع آنها طعمه شرکتهای آمریکایی شود.
آمریکا به «دوستان» یا «متحدان» در منطقه و جهان اهمیت نمیدهد، بلکه منافع خود را قبل از هر چیز دیگری در نظر میگیرد و از دلار در برابر هرگونه تهدیدی محافظت میکند! شعار «اول آمریکا»ی ترامپ، اصول آزادی، عدالت، حقوق مردم و حاکمیت کشورها را که واشنگتن دائماً به جهان یادآوری میکند، نادیده می گیرد و کم ارزش می کند.
اگر جنگ امروز به سرعت به ایران نزدیک میشود، شعلههای آن به یک کشور محدود نخواهد ماند بلکه تمام منطقه را فرا خواهد گرفت. آیا رهبران منطقه با مسئولیت پذیری موضعی یکپارچه و شجاعانه اتخاذ خواهند کرد و با صدای بلند به ایالات متحده اعلام خواهند کرد که «جنگ، غارت، استثمار، استبداد، کشتار، نقض قوانین بینالمللی و بیتوجهی به جامعه بینالمللی و اصول سازمان ملل متحد دیگر بس است؟».
ایران گزینه ای جز مقابله با جنگطلبان و استثمارگران ثروت ملتها ندارد. ترامپ میخواهد با یک معادله عجیب و غریب به جنگها در سراسر جهان پایان دهد، یعنی پایان دادن به جنگ با جنگ. این معادله ای که شبیه آن در هیچ کجای جهان نیست. ترامپ با این معادله می خواهد که آمریکا کنترل بلامنازع بر منابع جهانی داشته باشد و بر تجارت و اقتصادها سلطه دلار حاکم باشد.
ماکسیم گورکی نویسنده بزرگ روسی چقدر درست گفت، وقتی در سال ۱۹۰۶ از ایالات متحده دیدن کرد، مجسمه آزادی را دید و گفت: «کم کم به این فکر افتادم که آنچه در مجسمه بارتولدی (آزادی) میسوزد، شعله آزادی نیست، بلکه دلار است.»
اگر ماکسیم گورکی امروز زنده بود، بدون هیچ تردیدی میگفت: «آنچه در مجسمه آزادی میسوزد، جنگهای آمریکا در جهان و خونریزی ملت های جهان است!»